دریانیوز: جامعه پرستاری همواره با مشکلاتی مواجهند که در استان محرومی مانند هرمزگان این مشکلات بیشتر است وبرای برون رفت از این مشکلات بایستی نسخه شفابخشی توسط مسئولان پیچیده شود. هفته گذشته رهبر معظم انقلاب بیانات ارزشمندی را در دیدار پرستاران و خانواده شهدای سلامت داشتند که مرورشان برای مسئولان و مردم ضروری است. ایشان در آن جلسه فرمودند: در مورد پرستاران، اوّلاً آنچه من عرض خواهم کرد نگاهی به ارزشهای پرستاری است؛ این یک مطلب است که چند جملهای در این زمینه عرض می کنم. بعد، نگاهی به سختیها و تلخیهای پرستاری است که ماها اینها را باید بفهمیم، ملّت ایران باید اینها را بفهمد که جامعهی پرستاری چه چیزهایی را دارد تحمّل می کند با این کار. مطلب دیگر هم مطالبات پرستاران است؛ مطالباتی دارند. خب حالا الحمدلله مسئولین هم در جلسه تشریف دارند، اجمالی از مطالبات پرستاران را -و نه همهی آنها را- من عرض خواهم کرد.امّا در مورد ارزشها، یک نقطهی اصلی وجود دارد و آن، کمک به انسان نیازمند است؛ یعنی پرستار کسی است که کمک می کند به انسانی که در همه چیز محتاج کمک است؛ آب می خواهد، غذا می خواهد، آرامش در شب برای خوابیدن می خواهد، تسکین درد می خواهد، دارو میخواهد و بقیّهی حوائج گوناگون که پرستار [در رفع] این حوائج، مثل فرشتهی نجات به این انسانی که در نهایت احتیاج و نیازمندی است کمک می کند. خب کمک به نیازمند در همهی فرهنگها یک ارزش والا است؛ آن هم نیازمندترین [فرد]، یعنی بیمار. این یک نکتهی مهمّ برجسته است که عبارت شد از کمک به نیازمند. این را هم من به شما عرض بکنم که یکی از دستورات اهل سلوک و اهل مسیر توحیدی و اخلاق و مانند اینها که برای حرکت سلوکی دستوراتی می دهند، کمک به نیازمندِ کمک است؛ یعنی شما که پرستار هستید، وقتی مشغول حرفهی خودتان هستید، دارید یکی از دستورات مهمّ سلوک توحیدی را به عمل میآورید و اجرا می کنید.
این اهمّیّت این [کار] است، این ارزش بسیار والایی است. این یک. ارزش بعدیِ پرستاری این است که کار سختی است؛ کارهای سخت اجر بیشتری دارد، ارزش بیشتری دارد. آن کاری که با دشواری انجام می گیرد، انسان برای آن تحمّل سختی می کند، در میزان الهی دارای ارزش والاتری است؛ چون این کار با سختی همراه است که حالا اجمالی از سختیهایش را بعد عرض خواهیم کرد؛ بنابراین ارزش پرستاری یک ارزش مضاعفی است، بیش از کمکهای دیگر است؛ چون کار سختی است.نقطهی ارزشیِ دیگر اینکه این حرکت پرستاری مایهی امنیّت خاطر است؛ امنیّت خاطرِ چه کسی؟ اوّلاً خود بیمار، که یک خاطرجمعیای دارد؛ وقتی پرستار بالای سر بیمار هست، خاطرجمعی دارد. ثانیاً کسان بیمار که می دانند پرستار در بیمارستان کنار تخت مریضشان هست، خیالشان راحت است؛ اگر این پرستار نباشد دچار اضطراب و نگرانی خواهند شد. ثالثاً همهی مردم؛ خب همهی وجدانها به خاطر رنج و زحمت کسانی که رنج می کشند، دچار ناراحتی و نگرانی است دیگر؛ ماها اگر بدانیم که بالای سر بیماری که درد می کشد، رنج می کشد، گرسنه است، تشنه است، کسی نیست، پرستار نیست، طبعاً وجدانمان ناراحت می شود، دچار نگرانی می شویم، امّا چون میدانیم پرستار آنجا است، خیالمان راحت است. پرستار مایهی امنیّت است؛ هم برای بیمار، هم برای کسان بیمار، هم برای بقیّهی مردم که آزردگیِ وجدانی من و شما را پرستارها برطرف می کنند. پس بنابراین با این حساب، جامعهی پرستار نه فقط حقّ بر بیمار پیدا میکند، حقّ بر من هم پیدا میکند، حقّ بر کسانی هم که با آن بیمار هیچ رابطهای ندارند پیدا می کند؛ برای خاطر اینکه به آنها امنیّت خاطر می دهد.خب شما که پرستار هستید، اگر بتوانید در یک چنین فضائی یک لبخندی بر لب بیمار و کسان بیمار بنشانید، در واقع یک مجاهدت در مقابل استکبار کردهاید. اینجا است که پرستاری به معنای مقابله و مواجههی با استکبار هم هست.
جامعهی پرستاری [دارای] یک چنین وضعی است، ارزشهای فراوانی [دارد]. حالا من فقط چند نکته را اشاره کردم، بیش از اینها می شود حرف زد در این زمینه. این در مورد ارزشهای پرستاری.سختیها و تلخیها؛ طبیعتِ کار پرستاری سختی است، تلخی است. اینکه انسان مشاهده کند رنج بیماران را، درد کشیدن بیماران را، نالههای بیماران را، بیخوابیهای بیماران را، انسان این را دائماً جلوی چشمش ببیند، خب این تلخ است دیگر، این خیلی سخت است، این جزو سختترین چیزها برای انسان است. [اینکه] پیدرپی این نیازهای جسمی بیماران را انسان جلوی چشم خودش مشاهده کند و به اینها برسد -نه اینکه انسان تماشا کند و عبور کند- درد می کشد، درد کشیدنش را علاج کند؛ گرسنه است، تشنه است، علاج کند؛ مشکلات گوناگون دیگر دارد، آنها را علاج کند؛ شبانهروز از بیمار مراقبت کند، اینها سختیهای پرستاری است. بنابراین طبیعت کار پرستاری یک طبیعت سختی است.در مواقعی این سختی چند برابر می شود، مثل دورهی کرونا، و همچنین در دورهی دفاع مقدّس. در دورهی دفاع مقدّس هم همین جور بود؛ اغلب شماها جوان هستید، یادتان نیست؛ آن کسانی که آن وقت بودند و در میدان بودند می دانند؛ ما در دورهی دفاع مقدّس بیمارستانهایی داشتیم که با خطّ مقدّم فاصلهی زیادی نداشت. خود بنده از نزدیک این بیمارستانها را دیده بودم. در این بیمارستانها پزشک هم بود، پرستار هم بود؛ زیر بمباران! خود بنده در یکی از این آسایشگاهها و بیمارستانها بودم که بمباران شد، خودم آنجا حضور داشتم؛ بنده دیدم بمبارانِ شدیدی را که انجام گرفت. امدادگرها تا دل آتش و خون جلو می رفتند، یعنی در دورهی دفاع مقدّس هم اینها بود و چند برابر بود.
دورهی کرونا هم همین جور [بود]؛ در دورهی کرونا هم انصافاً کار به طور مضاعف سخت شد، ساعتهای کار افزایش پیدا کرد، مرخصیها کاهش پیدا کرد. در تعطیلات نوروزی، پرستار به خانوادهی خودش، به فرزند خودش، به همسر خودش، به پدر و مادر خودش نتوانست برسد؛ اینها خیلی معنا دارد، اینها خیلی مهم است. در اوقاتی که همه استراحت می کنند، همه مشغول زندگی و التذاذ از زندگی هستند، این پرستار در بیمارستان مواجه با تلخی، مواجه با بیماری [است] و به خانه سر نمی زند؛ اینها سختیها است. بعد هم مشاهدهی مرگومیرها؛ خب مگر انسان چقدر طاقت دارد که مردن اشخاص را مشاهده کند؟ در دورهی کرونا چقدر این پرستارها در بیمارستانها شاهد جان دادن انسانها ــ پیر، جوان، زن، مرد ــ بودند! اینها سخت است؛ خیلی سخت است.در کنار اینها، فوت همکاران خودشان [را دیدند]. چقدر همکاران خودشان از دنیا رفتند. تا دیروز، پریروز همکارشان پهلوی آنها بود، حالا دچار کرونا شد و از دنیا رفت. اینها خیلی سخت است! این سختیها را به نظر من بایستی ملّت ایران ببینند، بفهمند، ارزشگذاری کنند جامعهی پرستاری را. آن وقت در کنار همهی این خطرات، خطر ابتلای خود پرستار به بیماری مهلک هم هست. دائم در انتظار این خطر است دیگر؛ چقدر پرستارها مبتلا شدند! هر پرستاری احتمال می دهد که امروز دارد با سلامت کار میکند، فردا بیماری گریبان او را هم بگیرد؛ خطرِ بسیار مهمّی است. ما در گذشته شنیده بودیم در ابتلائات عمومی مثل وبا و طاعون و مانند اینها که سابق میآمد، افرادی بودند می رفتند سراغ بیمارها مثلاً کمک میکردند، مراقبت می کردند، تیمار میکردند، خودشان مبتلا می شدند و از دنیا می رفتند؛ مواردی به صورت معدود [این جور] پیش میآمد؛ اینها را به صورت انبوه در زمان خودمان از نزدیک مشاهده کردیم.
به طور مشخّص، یکی از مطالبات اینها تعرفهگذاریِ خدمات پرستاری است که البتّه این یک مطالبهی اصلی است؛ بنده سال گذشته هم همین را گفتم،(۵) روی آن هم تأکید کردم، متأسّفانه آن کسانی که باید [کاری] بکنند نکردند! قانون تعرفهگذاری از سال ۸۶ تهیّه شده، که تا روزهای آخر دولت قبل، آئیننامهی این [قانون] نوشته نشده بود؛ یعنی تقریباً چهارده سال این قانون بود، بدون اینکه آئیننامههایش تنظیم بشود و تهیّه بشود! خب چرا؟ من اصرار دارم وزارت بهداشت همین مسئلهی تعرفه را به طور جدّی در این دولت دنبال کند. این یک درخواست مهمّ پرستاران است؛ یک مطالبهی واقعی است.یک مطالبهی بعدی موضوع کمبود پرستار است، به آن مقداری که مورد نیاز است. حالا در آمارهایی که به ما نشان می دهند، مقایسهِی با متوسّط جهانی است؛ من به آن کاری ندارم؛ ممکن است متوسّط جهانی درست باشد، ممکن است غلط باشد؛ من نیاز را کار دارم. ما به آن تعدادی که امروز نیاز تختهای بیمارستانی ما است، پرستار نداریم. حالا بعضی می گویند صد هزار [نفر]، بعضی میگویند کمتر، بعضی می گویند [بیشتر]؛ من عدد معیّن نمیکنم چون به طور دقیق خبر ندارم، امّا میدانم که ما کمبود پرستار داریم. بایستی سرانهی پرستار نسبت به آنچه نیاز هست تکمیل بشود؛ خیلی پایین است. البتّه این، از جملهی کارهایی که در ظرف یک ماه و دو ماه انجام بگیرد نیست؛ یک مقدار زمانبر است امّا در همان زمان مناسب باید این کار انشاءالله انجام بگیرد.یک مطالبهی دیگر، مسئلهی امنیّت شغلی است. در سالهای گذشته اتّفاق افتاده، در همین قضیّهی کرونا هم اتّفاق افتاد که فراخوان دادند برای کسانی که آمادگی دارند که بیایند مشغول کار بشوند؛ آمدند قراردادهای کوتاهمدّت با اینها بستند، بعد که نیازشان برطرف شد گفتند بفرمایید بیرون! خب این آدم که امنیّت شغلی ندارد، با چه دلگرمیای بیاید کار بکند و پرستاری کند؟ بنابراین امنیّت شغلی هم یکی از مسائل گوناگون است. به پرستار، نگاه کارگرِ فصلی نداشته باشید که امروز بیاوریم، فردا بگوییم لازم نیست، بروید؛ نه، امنیّت شغلی! البتّه اینها ساز و کارهایی دارد که اهل فن می دانند.
علی زارعی/دریا