دریا نیوز







سلام بر 21 سالگی

دریانیوز: زماني كه ١٢-١٣سال بيشتر سن نداشتم و همچنان در حال هواي شيطنت هاي نوجواني بودم رفت و آمد دوستان پدرم به منزل ما دوباره زياد شده بود. آن زمان شناختي از فضاي مطبوعات نداشتم اما وقتي در آن جلسات پدرم حاج ایوب دبیری نژاد با اشتياق از تولد هفته نامه دريا صحبت مي كرد کم و بیش می‌دانستم قرار است عضو جدیدی به خانواده ما اضافه شود.

، 09:19   /   کد خبر: 41301   /   تعداد بازدید: 226


دریانیوز: زماني كه ١٢-١٣سال بيشتر سن نداشتم و همچنان در حال هواي شيطنت هاي نوجواني بودم رفت و آمد دوستان پدرم به منزل ما دوباره زياد شده بود. آن زمان شناختي از فضاي مطبوعات نداشتم اما وقتي در آن جلسات پدرم حاج ایوب دبیری نژاد با اشتياق از تولد هفته نامه دريا صحبت مي كرد کم و بیش می‌دانستم قرار است عضو جدیدی به خانواده ما اضافه شود. بعدها فهميدم براي تصميم به انتشار و انتخاب اسم دريا پدرم با دوستان زيادي مشورت كرده بود و ماحصل اين مشورت ها شده بود اخذ مجوز يك هفته نامه بنام «دريا». آن سال ها گرفتن مجوز نشريات به اين راحتي نبود و متقاضيان بايد سالها منتظر مي ماندند و پيگيري هاي زيادي مي كردند. اما همت و پشتكار پدر زبانزد خاص و عام بود. مخصوصا كه بعد از كناره گيري از معاونت شهرداري دغدغه مشکلات شهری و استانی را فراموش نکرده بود همواره از عدم ارتقا نيروهاي بومي هرمزگاني به مناصب مديريتي كلان استان گلایه داشت، چون آن سال‌ها كمتر هرمزگاني بود كه در جايگاه مديركلی قرار داشت. آن سال ها انتقاد از عدم انتصاب مدیران بومی به نوعی تابو و زدن ساز ناکوک محسوب می شد چرا که برخی تصمیم گیران اعتقاد داشتند هرمزگانی ها توان اداره یک مدرسه را هم ندارند. این رفت و آمدها و جنب و جوش ها در آذر ماه سال 1380به اوج رسيد.

همایون امیرزاده که بعدها مدیرکل ارشاد ورئیس مرکز ارتباطات وزارت ارشاد شد، تقریبا شده بود عضو ثابت جلسات و پس از آن زحمت سردبیری را عهده دار شد و کم کم استخوان بندی دریا، در یک دفتر کوچک و محقر در مرکز شهر بندرعباس شکل گرفت. تا اينكه يك شب پدرم با چند نسخه هفته نامه دريا به منزل آمد با تيتر «ما آمديم» . از آن روز دريا با وجود همه، مشقت های صفحه‌آرایی دستی و چاپ ،آمد دريا آمد تا آرزوهاي پدرم را محقق كند، دريا آمد تا صدای خواسته ها و مطالبات مردم روستاها و نقاط دور افتاده هرمزگان كه پيش از اين به سختي شنيده مي شد شنیده شود، دريا آمد تا جوانان آن روزها بدانند اداره هرمزگان و اشغال پست هاي مديريت استانشان حق آنان است، دريا آمد تا مديران بدانند از تيغ انتقاد و ذره بين رسانه در امان نخواهند ماند. طي سال ها انتشار هفته نامه دريا با عشق و علاقه و تلاش پدرم؛ هفته نامه رفته رفته به روزنامه و درختي تنومند در فضاي رسانه استان مبدل شد. پدر در این راه با آینده نگری از آموزش نسل بعد نیز غافل نشد. به خوبی به یاد دارم چند سال بعد از تولد دریا در اولین سال ورود به دانشگاه، به امر مرحوم پدرم برای آموزش و کار خبرنگاری باید در دفتر روزنامه کار می کردم.

ابتدا اکراه داشتم و گلایه از اینکه چرا نباید همچون دیگر همسالانم از دوران جوانی لذت ببرم و این ایام را به کار سخت خبرنگاری و استرس های صفحه آرایی دستی آن روزها بگذرانم؟ اما دریا برای ما یک عضو خانواده شده بود اما برای من حکم یک رغیب را داشت که توجه بیشتر پدر را به خودش جلب کرده بود. اما امروز که پدر در جمع ما نیست، دلیل سخت‌گیری آن سال ها را به خوبی می فهمم. امروز دریا برای من نه تنها یک رغیب نیست بلکه حکم عضو کوچکتر خانواده را دارد که وظیفه دارم در غیاب پدر از آن مراقبت کنم و راه پدر را برای آرمان مردم خواهی و مطالبه گری ادامه دهم. پدرم عمر خود را صرف دریا و مطالبه خواسته‌های مردم هرمزگان نمود و تقدیر الهی امروز این وظیفه را به من واگذار نموده است. از خداوند متعال درخواست دارم تا به پشتوانه دعای خیر هم استانی های عزیزم در این مسیر سخت و ناهموار، امانت دار خوبی برای پدرم باشم و روزنامه دریا همچون گذشته با کمک کارکنان دلسوز آن باقیات الصالحاتی باشد برای همه افرادی که برای جایگاه امروز دریا تلاش نموده ا ند.

یعقوب دبیری نژاد/ مدیر مسئول/دریا