دریانیوز: در قسمت قبل از پیش زمینه های به وجود آمدن ائتلاف اعتصاب نشریات در پاییز 1357گفتیم و عنوان کردیم که مطبوعاتی که فریاد آزادی سر می دادند زیر بار استثمار و سانسور وحشتانک خبری از جانب حکومت نرفتند و دست به اعتصاب زدند . در فاصله اعتصاب اول تا دوم فضای مطبوعات چگونه بود؟ اگر شرایط آنطور بود که کیهان روز ۲۳ مهر ۵۷ با تیتر «پایان یک قرن سانسور» توصیف کرد، پس چطور ۱۴ آبان دوباره روزنامهنگاران دست از کار کشیدند؟ حدود ۲۰ روز فضای آزادی بر مطبوعات حاکم شد، البته هنوز عکس و خبری از امام منتشر نمیشد، ولی در انتشار خبر راهپیماییها منعی نداشتیم. این فضا با اتفاقی که روز ۱۳ آبان در دانشگاه تهران افتاد و منجر به زد و خورد شدید دانشجویان شد، تغییر کرد. اطلاعات عصر همان روز تیتر زد: «زد و خورد شدید مقابل دانشگاه»، و کیهان هم نوشت: «۸ ساعت زد و خورد خونین مقابل دانشگاه.» تیتری که شب برای شماره روز ۱۴ آبان آیندگان زدیم این بود: «پایتخت دیروز از کنترل خارج بود.» ساعت ۲ شب به خانه آمدم، آن موقع تا دیر وقت میماندیم تا آخرین خبرها را چاپ کنیم. در خانه بودم که از چاپخانه تماس گرفتند و گفتند نظامیان آمدهاند و نشانی خانه شما را خواستند.
حدود ساعت ۳ صبح بود که ۴، ۵ گروهبان و سرباز زنگ زدند و وارد خانه شدند، من هم کاملا آمده بودم. من را همراه تعداد زیادی از دیگر روزنامهنگاران به زندان شهربانی بردند؛ پس از بازداشت ما از ۱۴ آبان ۵۷ دور دوم اعتصاب مطبوعات آغاز شد که ۶۲ روز طول کشید. ما در زندان سخنرانی شاه را شنیدیم که گفت من صدای انقلاب شما را شنیدم. حدود ۱۲ روز بازجویی شدیم، البته این بار با بازجوییهای قبلی فرق داشت. من از سال ۵۰ حدود ۱۰ یا ۱۵ بار بازجویی شده بودم و هر دفعه حدود ۴۰-۵۰ سوال میپرسیدند. اما این بار روی ورقههای چاپ شده مقوایی حدود ۲۰۰ سؤال به ما دادند که بایستی به همه آنها پاسخ میدادیم. این سؤالات شامل اطلاعات متعددی از بستگان و آشنایان ما بود. در حین پاسخ به این سووالات به این مساله ظنین شدم که این نوع اطلاعات از ارتباطات ما میتواند در طرح ترور احتمالی یا پیدا کردن فرد در صورت اختفا موثر باشد، البته برخوردها خیلی مودبانه بود و حتی سیگار و چای تعارف میکردند. وقتی آزاد شدیم مطبوعات همچنان در اعتصاب بودند و بازاریان هم اعلام کرده بودند از اعتصاب کنندگان حمایت مالی خواهند کرد. در ۶۲ روزی که روزنامه منتشر نمیشد مردم از طریق مساجد یا رادیوهای خارجی در جریان اخبار قرار میگرفتند.
همراهی مطبوعات با مردم و واکنش مثبت مردم
یکی از نکاتی که در مرور اعتصاب مطبوعات نباید از نظر دور داشت، نیازی است که اصحاب مطبوعات به چنین اقدامی داشتند. درواقع در روزگاری که صدای غالب در کوچه و بازار، صدای اعتراض و اعتصاب بود، مطبوعات هم به حرکتی اعتراضی یا انقلابی احتیاج داشتند. از مرور برخی از نوشتههای آن زمان چنین برمیآید که نگاه بخش قابل توجهی از جامعه به مطبوعات، نگاه مثبتی نبود. شاید یکی از اتفاقهایی که تأثیری چشمگیر در چنین نگاهی داشت، ماجرای مقاله معروف 17 دی 1356 و اهانت این مقاله به امامخمینی(ره) بود. به گمان کسانی که این نگاه را داشتند، مطبوعات در زمین آنها بازی نمیکردند و به جای مردمی بودن، به اصطلاح سَر و سِرّشان با حکومت بود. اعتصاب مطبوعات خواسته و ناخواسته به ترمیم چنین فاصلهای در آن مقطع زمانی کمک کرد. استقبال چشمگیر مردم از مطبوعات از اعتصاب درآمده حکایت از همین تغییر نگاه داشت. درواقع حضور مأموران نظامی در تحریریه کیهان و اطلاعات، درست همان بهانهای بود که مطبوعات به آن نیاز داشتند تا ورق را به سود خود برگردانند. این حضور جرقهای بود که به قول یکی از روزنامهنگاران آن زمان در انبار باروت زده شد. پس از پایان اعتصاب در متن یکی از خبرهای خبرگزاری یونایتدپرس نکتهای آمده که مهر تأییدی بر همین مسئله میزند: «روزنامهنگاران اعتصابی از حمایت گسترده مخالفین سیاسی برخوردار شدند و به طوری که یک سیاستمدار اشاره کرد مطبوعات تمام اعتمادی را که طی سالهای گذشته اختناق از دست داده بود، مجدداً به دست آوردند...»یکی از راههای ابراز رضایت مردم از اعتصاب اهالی مطبوعات، مراجعه حضوری آنها به دفتر نشریات و دسته گل های پرشماری بود که با خود همراه میبردند.
آنقدر بازار گل فرستادن به تحریریه روزنامهها داغ بود که یکی از نویسندگان اطلاعات پس از اعتصاب نوشت، گلهایی که گروههای مختلف میفرستادند، سالن بزرگ تحریریه این روزنامه را پوشانده بود. این خود حکایت از اشتیاق قلبی جامعه به چنین حرکتی از سوی اهالی مطبوعات داشت. البته آشتی مردم با مطبوعات را جدا از پیامهای تبریک و دستههای گل و... از افزایش شمارگان روزنامهها پس از اعتصاب هم میتوان دریافت. به این ترتیب همراهی مردم با مطبوعات درنهایت به سود خود مطبوعات تمام شد. شاید برایتان سئوال شود که این اعتصاب مطبوعات در سال 1357 چه پیامدهایی را به دنبال داشته است؟ این نوشتار در نهایت به این جمع بندی رسیده است که شکل گیری اعتصاب دو ماهه مطبوعات از یک طرف باعث بروز اختلاف و جنگ قلمی میان روزنامه نگاران موافق و مخالف اعتصاب و از طرف دیگر موجب تقویت سایر ابزارهای اطلاع رسانی در غیاب نشریات پرشمارگان کشور شد. اعتصاب همچنین همراهی گسترده مردمی را به دنبال داشت که به واسطه اعتصاب، مطبوعات را دیگر در کنار و در صف مبارزاتی خود می دیدند. نتیجه این همراهی، استقبال مردم از این نشریات در روزهای پس از اعتصاب و افزایش کم نظیر شمارگان آنها بود. این نشریات پس از انتشار دوباره شان، با توجه به فضای به وجود آمده، اطلاع رسانی بهتری از رویدادهای سرنوشت ساز آن مقطع حساس داشتند.
پایان
فاطمه هوشنگی/دریا