دریانیوز: از 14 آبان 1357 تا شانزدهم ديماه اين سال، ايران فاقد روزنامه بود. چراکه ارگانهای پرشماری در این فصل و چند ماهی پیش و پس از آن، به دلایل سیاسیاقتصادی، دست به اعتصاب زدند. یکی از گروههایی که نامشان در فهرست اعتصابکنندگان جلب توجه می کرد، اهالی مطبوعات بودند.مطبوعاتیها یعنی روزنامهنگاران، کارگران فنی و کارمندان اداری شاغل در مطبوعات، که در پاییز و زمستان 1357 دو اعتصاب سراسری را از سر گذراندند؛ اعتصابهایی در جهت مقابله با فشار سانسور، تقاضای آزادی و امنیت روزنامهنگاران و همراهی با نهضت مردمی. نخستین اعتصاب، کوتاهمدت و از 19 تا 22 مهر ماه و دومین اعتصاب که دو ماه به درازا کشید، از 15 آبان تا 15 دی ماه بود. در اين مدت دو سه نشريه کوچک (دارای تحريريه دو - سه نفری) وابسته به دولت چند شماره منتشر کردند که آنها هم مجبور به قطع انتشار شدند.
جرقه شکلگیری اعتصاب
شروع داستان اعتصاب نخست مطبوعات به صبح روز چهارشنبه نوزدهم مهر ماه برمیگردد؛ از تحریریه پرخوانندهترین روزنامههای آن روزها، یعنی اطلاعات و کیهان. آن روز وقتی کارکنان بخشهای مختلف این روزنامهها سرگرم آماده کردن شمارههای جدید بودند، با حضور غیرمنتظره مأموران نظامی در تحریریهشان روبهرو شدند؛ مأمورانی که گویا درجه سرهنگی و سرگردی داشتند و از طرف فرمانداری نظامی تهران مأموریت داشتند که مطالب این روزنامهها را پیش از چاپ بررسی کنند. برای مطبوعاتیها که آن روزها برای آزادی و امنیت بیشتر خود دست به اقداماتی زده بودند و مذاکراتی را با دولت داشتند، چنین اتفاقی توجیهپذیر نبود. علّت حضور مأموران این بود که فرمانداری نظامی تهران در روزهای پرالتهاب سال 1357 کنترل هر چه بیشتری را بر مطبوعات میخواست. این اقدام مثل جرقهای بود که شکلگیری اعتصاب مطبوعاتیها را به دنبال داشت. حضور نظامیها درواقع فرصتی را به دست مطبوعاتیها داده بود تا آنها هم صدای اعتراضشان را بلند کنند.در تحریریه اطلاعات و کیهان پس از حضور مأموران نظامی، آرامآرام اعتراض بعضی از اعضا شروع شد. این اعتراضها، گفتوگوها و مشورتگیریها تا آنجا پیش رفت که کار، منجر شد به دست از کار کشیدن. کیهان در این زمینه پیشقدم بود و اعضایش زودتر دست از کار کشیدند. کارکنان دو روزنامه البته تلفنی با هم در ارتباط بودند و درباره ماجرای مشابهی که در تحریریههایشان اتفاق افتاده بود، از هم خبر میگرفتند. رایزنی مطبوعاتیها با دولت باعث شد، مأموران نظامی روزنامهها را ترک کنند ولی انگار کار از کار گذشته بود. آبی که ریخته شده بود را دیگر نمیشد جمع کرد.
مطبوعاتیها دیگر کوتاهبیا نبودند. البته بهخصوص در روزنامه اطلاعات اختلافنظرهای اساسی درباره اعتصاب کردن یا ادامه انتشار روزنامه حاکم بود؛ ولی کفه ترازوی مخالفان ادامه انتشار بهویژه به سبب خواست عمومی جامعه سنگینتر بود. مسئله مهمی که روزنامهنگاران مخالف ازسرگیری انتشار، به آن دامن میزدند، این بود که تضمینی وجود نداشت روزنامهنگاران دیگر شاهد چنین ماجرایی نباشند. مأموران نظامی از تحریریهها رفته بودند اما نویسندگان و خبرنگاران این بار با پافشاری، از دولت «تضمین» میخواستند؛ نه فقط برای تکرار نشدن چنین رویدادی بلکه حالا دیگر برای آزادی مطبوعات و حذف سانسور. خواست عمومی جامعه هم در فضای انقلابی سال 1357 از اهالی مطبوعات همین بود. البته اصحاب مطبوعات نیز برای همراهی یا حداقل همراه نشان دادن خود با مردم معترض و در فضایی که کشور را اعتصاب گرفته بود، نیاز به حرکتی انقلابی داشتند.با شکلگیری اعتصاب در کیهان و اطلاعات، روزنامه آیندگان نیز به نشانه همراهی با این حرکت به آنها پیوست. از طرفی روزنامه رستاخیز هم که نسخههای آن در چاپخانه کیهان چاپ میشد با اعتصاب کارگران این چاپخانه، چارهای جز پیوستن به اعتصاب نداشت و به این ترتیب این روزنامه نیز در صف اعتصابکنندگان قرار گرفت. بعد نوبت به روزنامههای دیگر از جمله پیغام امروز و دو روزنامه خراسان و آفتاب شرق از مشهد رسید و آنها هم به نشانه همراهی با همکاران مطبوعاتیشان در اعتصاب آنها شریک شدند. در تاريخ عمومی مطبوعات (تاريخ جهانی رسانه ها)، از اين اعتصاب به عنوان طولانی ترين و موثرترين اعتصاب اهل قلم در طول تاريخ 350 ساله روزنامه نگاری ياد شده است.
بخشی از ناگفتههای فیروز گوران از اعتصاب مطبوعات
فیروز گوران از افراد تحریریه روزنامه آیندگان در هر دو دوره اعتصاب نقشی اساسی داشت؛ از همراهی با اعتصابیون تا مذاکره برای پایان اعتصاب و البته دو بار تجربه زندان همزمان با آغاز اعتصاب بزرگ و چند روزی هم در دوره بختیار. گوران ناگفتههایی از روزهای بیروزنامهای ایران را بازگو میکند که پر از خبر بود و بعضا خبرسازان خود خبرنگاران بودند.گوران در ابتدا از زمینهها و عواملی که منجر شد فرمانداری نظامی، سه سرهنگ به کیهان بفرستد گفت: قبل از دور اول اعتصاب مطبوعات جلسهای با حضور مصباحزاده و فرهاد مسعودی مدیران روزنامههای کیهان و اطلاعات و سپهبد رحیمی معاون ارتشبد اویسی، فرماندار نظامی تهران در دفتر فرماندار نظامی تشکیل شد. محور جلسه اعتراض مطبوعاتیها بود مبنی بر اینکه خبرنگاران سعی در انتقال صحیح اخبار تظاهرات و اعتراضات دارند اما فرماندهان نظامی با تماسهای پی در پی با روزنامهها اخبار را تکذیب میکنند. در پایان جلسه تصمیم گرفته شد که خبرنگاران کیهان و اطلاعات و دیگر روزنامهها در فرمانداری نظامی مستقر شوند و اخبار واصله را با هماهنگی فرمانداری منتشر کنند. طبق این تفاهم صبح روز بعد (۱۸ مهر ۱۳۵۷) خبرنگاران اطلاعات و کیهان به فرمانداری نظامی رفتند تا خبرها را همان جا پیگیری و تکمیل کنند و به روزنامههای خودشان بفرستند. در حالیکه خبرنگاران در حال کسب خبر بودند بر خلاف توافق قبلی که با فرمانداری نظامی صورت گرفته بود، ۵ یا ۶ سرهنگ نظامی در همان لحظات وارد تحریریه کیهان و اطلاعات شدند تا هیچ خبری بدون رویت آنان به حروفچینی ارسال نشود. تحریریه کیهان دچار تشنج شدند. خبرنگاران درگوشی با هم پچ پچ کردند.
یکی آهسته گفت من دنبال خبر نمیروم. یکی هم با صدای بلند گفت من از امروز کار نمیکنم. یکی هم با صدای بلندتر برای اینکه احتمالا سرهنگها هم بشنوند، گفت: بچهها باید اعتراض کنیم، باید اعتصاب کنیم. کارمندان از قسمتهای اداری به سوی تحریریه راه افتادند. در قسمت فنی، حروفچینها ماشینها را خاموش کردند. خبر اعتصاب کیهان به اطلاعات رسید، البته در روزنامه اطلاعات در لحظات نخست بر سر پیوستن به اعتصاب کیهانیها، اختلاف نظر پیش آمد. پیش از آن گفتوگوی تلفنی علی باستانی، معاون سردبیر اطلاعات با یکی از معاونان فرماندار نظامی تبدیل به بحث تندی شده بود و صدای فریادهای باستانی را تعدادی از اعضای تحریریه شنیده بودند.وی در خصوص چگونگی پیوستن اطلاعات و آیندگان به اعتصاب گفت: موقعی که کارکنان اطلاعات متوجه اعتصاب کیهان شدند، ۸ صفحه از روزنامه تهیه شده و برای چاپ پلاک گرفته بودند. یکی از اعضای موثر روزنامه اطلاعات آنطور که برای من تعریف کرده با ماشینچی روزنامه که از چپهای سابق بود تماس گرفت و خواهش کرد که با اعتصاب کیهان، اگر روزنامه را منتشر کنیم آبروریزی میشود، بنابراین اطلاعات هم به اعتصاب میپیوندد. من ساعت 10و نیم صبح در آیندگان بودم که یکی از کیهان تماس گرفت و گفت ما امروز اعتصاب میکنیم. به هوشنگ وزیری سردبیر آیندگان گفتیم کیهان و اطلاعات اعتصاب کردند باید ما هم به اعتصاب بپیوندیم. وزیری گفت نه صلاح نیست، باید مشورت کنم. عمید نائینی گفت وقت نداریم، همین الان باید تصمیم بگیریم، یک ساعت بعد دیر میشود، چون دنباله رو جریان میشویم. وزیری بالاخره پذیرفت و به این ترتیب آیندگان در کنار کیهان و اطلاعات جزو شروع کنندگان اعتصاب مطبوعات شد. عصر آن روز(۱۹ مهر) کیهان و اطلاعات و فردا صبح آن روز آیندگان منتشر نشدند، البته تعداد اندکی از روزنامههای صبح با بعضی از مجلات که زیر چاپ بودند منتشر شدند. از غروب آن روز به سندیکای خبرنگاران و نویسندگان مطبوعات رفتیم و قرار شد هیاتی برای پیگیری مطالبات اعتصاب کنندگان تشکیل شود.
گوران در ادامه گفت: در سندیکا نامهای تنظیم شد که حاوی درخواستهای اعتصابیون مطبوعات بود. هیاتی که انتخاب شده بود، قرار شد با جعفر شریف امامی، نخست وزیر وقت ملاقات کند و در مذاکره با او درباره متن نامه به توافق برسند. مذاکرات ۳ روز طول کشید و روزنامهها همچنان در اعتصاب بودند. در مذاکرات اولیه عدهای از وزرا بر این نظر بودند که دولت نمیتواند بیانیهای صادر کند که دیگر سانسور نخواهد کرد. سرانجام در روز دوم توافق شد دولت متنی را تهیه و آزادی مطبوعات را تضمین کند. هیات با مراجعه به سندیکای نویسندگان و خبرنگاران نقطه نظرات دولت درباره تضمین آزادی مطبوعات را به اطلاع جمع کثیری از اعتصابیون رساند. من هم به حاضران گوش میدادم که بحث میکردند فردا هیات منتخب در مذاکره با دولت به توافق نهایی دست خواهد یافت و دولت مجبور خواهد شد بیانیهای رسمی در این زمینه منتشر کند. من گزارشم را به پایان میرساندم که از میان حاضران عدهای گفتند دولت باید عین نامه را تائید کرده و با اعتراف به اعمال سانسور، آن را لغو کند. من توضیحاتی درباره این پیشنهاد دادم و گفتم باید تفاهم کنیم. دوست نویسندهام در روزنامه کیهان به من گفت گوران سفسطه نکنید، دولت باید عین این قطعنامه را بپذیرد. من نامه را از جیبم درآوردم و به زمین انداختم و گفتم من نامهرسان نیستم. معتقد بودم در فرآیند مذاکره با دولت امکان این هست که «را» و «واو» کم و زیاد شود، خواستهها برای رسیدن به توافق دوجانبه کمی تغییر و تعدیل کند، اگر میگفتیم دولت عین چیزی را که میخواهیم باید بپذیرد در آن صورت مذاکره معنا ندارد.
روز بعد به دفتر نخست وزیری رفتیم، شریف امامی (نخست وزیر)، دکتر محمدرضا عاملی تهرانی وزیر اطلاعات و جهانگردی و منوچهر آزمون وزیر مشاور کابینه در جلسه شرکت کردند و در پایان تصویب کردند که دولت از آن پس سانسور نخواهد کرد. پس از سه روز اعتصاب و جلسات روزانه در سندیکا، با موافقت دولت با پایان سانسور به روزنامه برگشتیم. در تحریریه آیندگان در جمع کارکنان و خبرنگاران گفتم بالاخره دولت تعهد کرد سانسور نکند، از این به بعد وظیفه ما مشکلتر میشود. اینطور نیست که هر خبری را چاپ کنیم، صلاح اینست که در انعکاس و انتشار اخبار بیشتر دقت کنیم، حساسیتهای دولت درباره دربار و ارتش را تا جایی که ممکن است تحریک نکنیم. عقیدهام این بود و هست که فرد آزادتر باید دقیقتر شود. گفتم بعد از اینکه از خفقان درآمدیم صلاح نیست گرفتار آزادی افسارگسیخته شویم، اعتراضات مردم باید به سرانجام برسد و نباید با تندروی به آن ضربه زد.
ادامه دارد ...
فاطمه هوشنگی/دریا